برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59
برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59
برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59
برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59
جانا، حدیث حسنت در داستان نگنجد
رمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجد
سودای زلف و خالت در هر خیال ناید
اندیشهٔ وصالت جز در گمان نگنجد
هرگز نشان ندادند از کوی تو کسی را
زیرا که راه کویت اندر نشان نگنجد
برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59
هرچی باشه، قسمت عمده ایشو یه تنه کار کردم...واقعا هم خسته شدم.
برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59
برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59
سالهاست که خسته ام... این خستگی انتها نداره، اما ازش ناراضی نیستم... اینو همه میدونن...همه اونایی که باید بدونن لااقل میدونن
سالهاست، بین همه داشته های این زندگی، چیز زیادی ندارم، اما مدتهاست که آرزوه
برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59
روزنوشت هاشو که میخوندم، حس خوبی داشت، حس آزاد و رها بودن، حس تلاش، حس زندگی... دلم سفر خواست...
میشه یه نفر منو بیرون کنه؟ مجبورم کنه که برم؟ باور کن اگر برم، دیگه بر نمیگردم، اما همین الان، در لحظه، رفتن برام سخته... دل کندن خیلی سخته، خراب کردن و پا گذاشتن رو همه چیزایی که دارم خیلی سخته...
برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59
روزی میرم... میرم اونقدر که پا توان رفتن داره
میرم به دور ترین نقطه ها
میرم به جاهایی که هیچ کس نمیره
میرم تا کسی رو پیدا کنم، که باهام بیاد
بعد باز هم میریم...
ادامه میدیم
یه نقطه ای، از رفتن خسته میشیم
یه نقطه ای
روی کوه،
بالای یه صخره
رو به اقیانوس
پشت به جنگل
بعد همونجا
یه دکه میزنیم
توی یه مزرعه
برای آدما املت میپزیم
و قهوه تازه بهشون میدیم
و از زندگی لذت میبریم.
برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:59